ترتیب امور .... The affairs of order
گر اناری می خری خندان بخر – تا دهد خنده زدانه او خبر
نامبارک خنده ان لاله بود – کز دهان او سیاهی دل نمود
لیک چون موج سخن دیدی لطیف – بحر ان دانی که باشد هم شریف
تا شکوفه نزده بهاری, میوه هم نداده هیچ تابستانی,
Not until the spring blossoms, then no fruit in summer,
هیچ کوهستانی استوار نشده, مگر از انبوه شن ریزه ها,
Not based on any mountain, but the mass of sand,
و دل های پر مهر نمی تپند, در جدایی از سینه های گرم.
And full hearts can not pump, in the separation of the breasts warm
بال های پرتوان, جدا نیست از پرندگان پرواز و ماهیان شناور.
.Powerful wings, not a separate species of birds flying and floating
میوه ها مدیون اند شاخه ها و ریشه ها را.
Fruits are indebted branches and roots.
قطره ها, دریا را می سازند,
Drops, make the sea, and
و درختان, نه جزیی از جنگل, که خود آنند.
Trees make the forest, they are not part of the whole just
آرمان ها بارور می شود از منطق و اخلاق,
ideals Be fertile from logic and ethics,
و ایده ها زاییده می شود از علوم.
and theutopian is the brainchild of science
ترتیب امور, مهم است,
, The affairs of order is important
- حتی مهم تر از خود امور –
- even more important than the affairs self -
تا یکی نباشد, صدی هم در کار نیست.
Since Not one, then no one hundrede.
سبزه ها گویند ما سبز از خودیم – شاد و خندانیم و بس زیبا خدیم
فصل تابستان بگوید ای امم – خویش را بینید چون من بگذرم
در تانی گوید ای عجول خام – پایه پایه بر توان رفتن به بام
نردبان هایی ست پنهان در جهان – پایه پایه تا عنان اسمان








