هر قرنی مرضی دارد.

و شاید بیماری این دوران،

عطش شهرت؛

- حتی با فریبا لباس مقدس -


گرسنه گدایان ثروت،

سواران مزدور قدرت،

اسیران افلیج شهوت،

خسته از وهم خوشبختی عمرشان،

بدنبال حلقه آخر عقده هایشان،

- با چروکین نقاب های رنگی در آستین -

....

اما غافل از آنکه، این یکی

خریدنی نیست، ربودنی نیست.

به جلادی، به مکاری، به لفاظی.