چه افسرده اند دخترانمان به زردی خزان

و چه خشمگین مردانمان به سرخی آتش؟!

لانه کرده شک و بدگمانی تا مغز استخوانشان

و درک نمیکنند هیچ شکوه و احترامی را.

زمانی برق چشمان می لرزاند حتی وحشیان را.

آه که چه اندازه خوشبخت بودند آن گذشتگان!

...

روزگاری عشق بود بر نقد اول

آشناترین چهره ها, بالاترین قسم ها

سالم ترین غرایز, زیباترین بهانه.

اینک اما شده, تلخی هر لبخندی

طعنه هر فحشایی, مسخره هر الدنگی.

یک دارو بیشتر ندارد نسخه زندگی

اصل بر عشق ست, باقی یا باد هواست

یا خود نسیه فروشی ارزان!!!