اشک شادی یا اشک زاری؟!................. !?Cry or happy tear
چون غمت را نتوان یافت مگر در دل شاد - ما به امید غمت, خاطر شادی طلبیم
گلهای مرطوب, درختان آبدار, چشمه های پرآب, رودهای پربار,
humid Flowers, damp trees, watery spring, roaring river
نشانه هایی هستند از شهد عسل ها و شربت میوه ها.
Are some sign from honey and fruits
و از طراوت جنگل های شاد و دشتهای سرسبز.
And happy forest and verdancy plains
اما خیسی صورت گرگان و ماران
But wet face in wolfs and snacks
یا علامت بیماری هاری ست یا خطر زهرآلوده.
are rabid ill or toxic denger
قلبهای عاشقانه و مغزهای پر نبوغ را اگر هم بتوان یافت
if love and genius are findable
شاید در آن اشکهای شاد شیرین.
Maybe inner being sweet happy tears
- مثل مهی نشسته بر کوهساران -
Like fog sits on the mountainside- -
نه در آن اشکهای غمگین, نه در آن زوزه های خشمین.
The tears are not sad, is not it angrily howl
نه حتی در فریبآن خنده های عصبین, مثل نمک و شکر درهم.
The gold becom pure in more refining from impure things
سنگها را باید تراشید با دقت زیاد برای الماس درون
To see inside diamond we must cut the stones very carefully
وگرنه یک خراش اضافی, خرد خواهد کرد آن را
Otherwise only one extra cuting will powder it
برای دیدن رنگین کمان, قطره ها را باید رقصاند در آسمانTo see a rainbow, drops must dance in the sky
نه در آن سیلاب های لجن آلود.
Not slimy flood
کوهساران را نمی تراشند, برای دیدن قله ها.
Not cutting mountainous area to see the peaks
پرواز باید کرد, با شیفتگی به آهستگی.
Should Fly, with infatuation slowly
گذر باید کرد از افسردگی, از ترسیدگی و ستیزه گی
With Passing from depression, fear and fight.
زاغ در رز, نعره زاغان زند – بلبل از آواز خوش, کی کم کند
گر پلیدان این پلیدی ها کنند – آبها بر پاک کردن می تنند
آن درختی جنبد از زخم تبر – وان درخت دیگر از باد سحر
