چون غمت را نتوان یافت مگر در دل شاد - ما به امید غمت, خاطر شادی طلبیم  

 

گلهای مرطوب, درختان آبدار, چشمه های پرآب,  رودهای پربار,

 humid Flowers, damp trees, watery spring, roaring river

نشانه هایی هستند از شهد عسل ها و شربت میوه ها.

Are some sign from honey and fruits

و از طراوت جنگل های شاد و دشتهای سرسبز.

And happy forest and verdancy plains

اما خیسی صورت گرگان و ماران

But wet face in wolfs and snacks  

یا علامت بیماری هاری ست یا خطر  زهرآلوده.

are rabid ill or toxic denger

 قلبهای عاشقانه و مغزهای پر نبوغ را اگر هم بتوان یافت

if love and genius are findable

شاید در آن اشکهای شاد شیرین.

Maybe inner being sweet happy tears

- مثل مهی نشسته بر کوهساران -

Like fog sits on the mountainside- -

نه در آن اشکهای غمگین, نه در آن زوزه های خشمین.

The tears are not sad, is not it angrily howl

نه حتی در فریبآن خنده های عصبین, مثل نمک و شکر درهم.


Even no nervous laughing of trickery, like mixing sugar and sal
طلا خالص تر میشود, در  جدایی هرچه بیشتر  از  ناخالصی ها

The gold becom pure in more refining from impure things

 سنگها را باید تراشید با دقت زیاد برای الماس درون

To see inside diamond we must cut the stones very carefully

 وگرنه یک خراش اضافی, خرد خواهد کرد آن را

Otherwise only one extra cuting will powder it

برای دیدن رنگین کمان, قطره ها را باید رقصاند در آسمان

To see a rainbow, drops must dance in the sky

نه در آن سیلاب های لجن آلود.

Not slimy flood

کوهساران را نمی تراشند, برای دیدن قله ها.

Not cutting mountainous area to see the peaks

پرواز باید کرد, با شیفتگی به آهستگی.

Should Fly, with infatuation slowly

گذر باید کرد از افسردگی, از ترسیدگی و ستیزه گی

With Passing from depression, fear and fight.

زاغ در رز, نعره زاغان زند – بلبل از آواز خوش, کی کم کند

گر پلیدان این پلیدی ها کنند – آبها بر پاک کردن می تنند

آن درختی جنبد از زخم تبر – وان درخت دیگر از باد سحر