امید
گویند
" در نامیدی، بسی امید است؛"
اما چندی ست به دلم افتاده،
" ... همش خود امیده "
فقط کمی صبر میخواد،
( تاب و سکوت و آرزو )
تا از دل خاکسترا،
ققنوس مون، پر درآره.
از گِل و لای مردابا،
نیلوفری ریشه کنه،
یه کم بهش مهلت بده،
مگر چقدر طولانیه ؟!
از خشم و مکر ابرا
- ابرای سرد و تیره -
تا قطره های باران،
تا چشمه های جوشان،
....
راهی دیگه نمونده.

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم مهر ۱۳۹۰ ساعت 1:15 توسط حمید موسوی - hamid mosavi
|